X
تبلیغات
زولا

اشعار محمد صالح علا

شنبه 8 اردیبهشت 1397 ساعت 01:00

اشعار محمد صالح علا

اشعار محمد صالح علا ،اشعار محمد صالح علا با صدای خودش،شعر های محمد صالح علاء،شعر عاشقانه محمد صالح علا،اشعار کوتاه محمد صالح علا،اشعار عاشقانه محمد صالح علا،شعر خوانی محمد صالح علا

اشعار محمد صالح علا

در این مطلب از سایت جسارت بهترین اشعار محمد صالح علا را در بخش اس ام اس شعر برای شما تهیه کرده ایم .امیدواریم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد

شبو خوب می شناسمش

من و شب

قصه داریم واسه هم

من و شب پشت سر روز می شینیم حرف می زنیم!

من و شب،

واسه هم شعر می خونیم

با هم آروم می گیریم

من و شب خلوتمون مقدسه،

من و شب خلوتمون، خلوت قلب و نفسه

خلوت دو همنوای بی کسه

که به اندازه ی زندگی به هم محتاجن

من شبو دوست دارم!

شب منو دوست داره!

من که عاقلا ازم فراری ان

من که دیوونه ی ِ واژه بافی ام

واسه ی شب کافی ام!

وقتی آفتاب می زنه

من کمم !

واسه روز

من همیشه کم بودم!

من و روز

همو هیچ دوست نداریم!

من و روز منتظر یه فرصتیم سر به سر هم بذاریم!

تا که این خورشید تکراری ی لعنتی بره

من و شب خوب می دونیم

ما رو هیچکس نمی خواد!

وقتی خورشید سره

هر کی با روز بده

مایه ی دردسره … !

اشعار محمد صالح علا

امشب تمام عاشقان رادست بسر کن

یک امشبی با من بمان بامن سحر کن

بشکن سر من کاسه ها و کوزه ها را

کج کن کلاه ،دستی بزن،  مطرب خبر کن

گلهای شمعدانی همه شکل تو هستند

رنگین کمان را بر سر زلف تو بستند

تا طاق ابروی بت من تا به تا شد

دُردی کشان پیمانه هاشان را شکستند

یک چکه ماه افتاده بر یاد تو و وقت سحر…….

این خانه لبریز تو شد شیرین بیان حلوای تر………..

تو میر عشقی عاشقان بسیار داری

پیغمبری با جان عاشق کار داری

امشب تمام عاشقان رادست بسر کن

یک امشبی با من بمان بامن سحر کن

اشعار عاشقانه محمد صالح علا

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم…

آقای کوچیک نواز بنده پرور،

من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم…

منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی

کشته باشی خوش به حالم

من هنوزم که هنوزه یکی از کشته هاتم

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم…

شعر عاشقانه محمد صالح علا

شما که سواد داری ، لیسانس داری ، روزنامه خونی

با بزرگون می شینی، حرف میزنی ، همه چی می دونی

شما که کله ت پره ، معلّم مردم گنگی

واسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمی مونی

بگو از چیه که من ، دلم گرفته؟

راه میرم دلم گرفته ،  می شینم دلم گرفته

گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته

من خودم آدم بودم ، باد زد و حوای منو برد

سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد

عمر من کوه عسل بود ولی افسوس

روزای بد انگشت انگشت اونو لیسید

 بعد نشست تا تهشو خورد ….

اشعار کوتاه محمد صالح علا

محبوب من آقایی کن منو به غلامی ببر

یه پول سیاه بفروشمو دوباره مفتی بخر

ارزون ترین جنس حراجی میشم

دور تو میگردم و حاجی میشم

عشق به من گفت که دلدار باش

جنس حراج سر بازار باش

آه بکش ناله و فریاد کن

دربدر روی خریدار باش

محبوب من

صفا همون جاست که تو باشی و من

شورش عقل است به صحرای تن

محبوب من

مروه همان لحظه ی دیدار ماست

آینه بازی دم عاشق شدن

شعر های محمد صالح علاء

سپیده سر زده برخیز توکل کن خدا با ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

نگاه کن آن خروسی را که پشت پنجره پیداست

که آواز قشنگش در میان دستهای ماست

نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

نگاه کن بالهای پنجره باز است و گسترده

نگاه کن صفحه شب را بدست روز تا خورده

نگاه کن دشت بالا را آفتاب میروید

نگاه کن روشنایی را نسیم صبحگاهی تا کجا برده

نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست 

نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

سپیده سر زده برخیز تو کل کن خدا با ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست 

نگاه کن آن خروسی را که پشت پنجره پیداست

که آواز قشنگش در میان دستهای ماست

نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

نگاه کن بالهای پنجره باز است و گسترده

نگاه کن صفحه شب را بدست روز تا خورده

نگاه کن دشت با لا را آفتاب میروید

نگاه کن روشنایی را نسیم صبحگاهی تا کجا برده

نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

شعر خوانی محمد صالح علا

دو تا دستام مرکبی

تموم شعرام خط خطی

پیش شما شازده خانوم

منم فقیر پا پتی

غرور رو بردار و ببر

دلم میگه دلم میگه

غلامی رو به جون بخر

دلم میگه دلم میگه

شازده خانوم قابل باشم

باید بگم به شعر من

خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی

شازده خانوم چه خاکی و چه بی ریا

به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی

عجب عجب چه رند و چه بلا شده دل پدر سوخته ام

باور کن زشوقتون اشکی شده چشم به در دوخته ام

فرصت بدین عاشقیمو خدمتتون عرض می کنم

واسه فرار از خودم

دو پا دارم

دوپا دیگه قرض می کنم

شازده خانوم قابل باشم

باید بگم به شعر من

خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی

شازده خانوم چه خاکی و چه بی ریا

به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی

اشعار محمد صالح علا با صدای خودش

امشب تمام عاشقان رادست بسر کن

یک امشبی با من بمان بامن سحر کن

بشکن سر من کاسه ها و کوزه ها را

کج کن کلاه ،دستی بزن،  مطرب خبر کن

گلهای شمعدانی همه شکل تو هستند

رنگین کمان را بر سر زلف تو بستند

تا طاق ابروی بت من تا به تا شد

دُردی کشان پیمانه هاشان را شکستند

یک چکه ماه افتاده بر یاد تو و وقت سحر

این خانه لبریز تو شد شیرین بیان حلوای تر

تو میر عشقی عاشقان بسیار داری

پیغمبری با جان عاشق کار داری

امشب تمام عاشقان رادست بسر کن

یک امشبی با من بمان بامن سحر کن

اشعار محمد صالح علا

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد تحقیر شدن

شعر در مورد بغداد

شعر در مورد تقدیر

شعر در مورد دین

شعر در مورد چوب

شعر در مورد اثبات وجود خدا

سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 02:56

شعر در مورد اثبات وجود خدا

شعر در مورد اثبات وجود خدا ,شعر درباره اثبات وجود خدا,شعر برای اثبات وجود خدا,شعر در باره اثبات وجود خدا,شعر با اثبات وجود خدا,شعر درمورد اثبات وجود خدا,شعر با کلمه اثبات وجود خدا,شعر با کلمه ی اثبات وجود خدا,شعری در مورد اثبات وجود خدا,شعری درباره اثبات وجود خدا,شعر درباره ی اثبات وجود خدا,شعر کودکانه در مورد اثبات وجود خدا,شعر مفهومی در مورد اثبات وجود خدا,شعرهای کودکانه در مورد اثبات وجود خدا

شعر در مورد اثبات وجود خدا

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد اثبات وجود خدا برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

شعر در مورد اثبات وجود خدا

من از روز اول به تو تکیه کردم

یه وقتا شکست قلبمو گریه کردم

تو موندی کنارم که تنها نمونم

همینه که یک عمره بهت تکیه کردم

شعر درباره اثبات وجود خدا

به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح

تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست

شعر برای اثبات وجود خدا

به نام کردگار هفت افلاک

که پیدا کرد آدم از کفی خاک

خداوندی که ذاتش بی‌زوالست

خرد در وصف ذاتش گنگ و لالست

شعر در باره اثبات وجود خدا

از خدا گم شده‏‌ایم او به جستجوست‏

چون ما نیازمند و گرفتار آرزوست‏

گاهى به‏ برگ لاله نویسد پیام خویش‏

گاهى درون سینه مرغان به‏ هاى و هوست‏

شعر با اثبات وجود خدا

وقتی که دل از دنیا، آمیخته ی درد است

وقتی که صداقت‌ها، آلوده به صد رنگ است

خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است

چون وادی عشق او دور از همه نیرنگ است

شعر درمورد اثبات وجود خدا

خود را به خدا بسپار، آن لحظه که تنهایی

آن لحظه که دل دارد از تو طلب یاری

خود را به خدا بسپار، همراه سراسر اوست

دیگر تو چه می‌خواهی! بهر طلب از دوست

شعر با کلمه اثبات وجود خدا

خود را به خدا بسپار، آن لحظه که گریانی

آن لحظه که از غم‌ها، بی تابی و حیرانی

خود را به خدا بسپار، چون اوست نوازشگر

چون ناز تو می‌خواهد، او را ز درون بنگر

شعر با کلمه ی اثبات وجود خدا

خدا وقتی نخواهد دانه ای کوچکتر از باران

گلی بالا رونده مثل نیلوفر نخواهد شد

و کرم کوچکی پروانه ای زیبا و کوهی سخت

عقیق و شیشه و آیینه و مرمر نخواهد شد

شعری در مورد اثبات وجود خدا

گر سینه شود تنگ خدا با ما هست

گر پای شود لنگ، خدا با ما هست

دل را به حریم عشق بسپار و برو

فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست

شعری درباره اثبات وجود خدا

الله تویی و ز دلم آگاه تویی

درمانده منم دلیل هرراه تویی

گرمورچه ای دم زند اندر ته چاه

آگه زِ دَمِ مورچه و چاه تویی

شعر درباره ی اثبات وجود خدا

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

احسان ترا شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی

یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

شعر کودکانه در مورد اثبات وجود خدا

خوشا آنانکه الله یارشان بی

بحمد و قل هو الله کارشان بی

خوشا آنانکه دایم در نمازند

بهشت جاودان بازارشان بی

شعر مفهومی در مورد اثبات وجود خدا

هرگز دلم از یاد تو غافل نشود

گر جان بشود مهر تو از دل نشود

افتاده ز روی تو در آیینه دل

عکسی که به هیچ وجه زایل نشود

شعرهای کودکانه در مورد اثبات وجود خدا

یا رب نظری بر من سرگردان کن

لطفی به من دلشده حیران کن

با من مکن آنچه من سزای آنم

آنچ از کرم و لطف تو زیبد آن کن

شعر در مورد اثبات وجود خدا

بیشتر بخوانید :

شعر در وصف مادر

شعر در مورد جمکران

شعر در مورد خلوت

شعر در مورد خلیج فارس

شعر در مورد خسیس

شعر در مورد پشت بام

سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 12:13

شعر در مورد پشت بام

شعر در مورد پشت بام ,شعری در مورد پشت بام,شعر در باره پشت بام,شعر پشت بام,شعر پشت بام تهران,شعر در مورد پشت بام,شعر پایانی سریال پشت بام تهران,متن شعر پشت بام تهران,شعر درباره پشت بام,شعر تیتراژ پشت بام تهران,دانلود شعر پشت بام تهران,شعر سریال پشت بام تهران,شعر نو پشت بام,شعر رضا صادقی پشت بام تهران,متن شعر تیتراژ پشت بام تهران,شعری در مورد پشت بام,شعر در باره پشت بام,تیتراژ پایانی سریال پشت بام تهران

شعر در مورد پشت بام

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد پشت بام برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

پرندگان پشت بام را دوست دارم

دانه‌هایی را که هر روز برایشان می‌ریزم

در میان آن‌ها

یک پرنده‌ی بی‌معرفت هست

که می‌دانم روزی به آسمان خواهد رفت

و برنمی گردد.

من او را بیشتر دوست دارم.

شعر در مورد پشت بام

من می روم با دست هایت 

چتری برای پروانه ها بسازم 

دیگر چه می شود که نام گل های باغچه را به خاطر نیاورم؟ 

یا اصلا ندانم که کدام شاعر شب تاب 

قافیه ها را از قاب غمگین پنجره پر داد؟ 

من که خوب می دانم 

بادبادک بی تاب تمام ترانه ها 

همیشه پر پشت بام خلوت خاطره های تو می افتد 

دیگر چه فرق می کند که بدانم 

باد از کدام طرف می وزد.

شعری در مورد پشت بام

هر کس کند نماز برای قبول خلق

بر پشت بام کعبه به کسب هوا رود

شعر در باره پشت بام

این جنگ ، آخرین تلاش من برای زنده ماندن خواهد بود

لب هایم را از پشت بام فراری بده

لرزش صدایم را از پشت بام فراری بده

قلبم را از پشت بام فراری بده

چشم هایم را

بگذار همیشه باز بمانند و سیاه

به گردنبندی که توی گردنم انداخته اند

دوباره آویزان می شوی

شعر پشت بام

بامت بلند باد

که دلتنگی ات مرا

از هرچه هست

غیر تو بیزار کرده است.

شعر پشت بام تهران

گیرم که بر سر این بام

بنشسته در کمینِ پرنده ای

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته ی در آشیانه چه می کنید؟

شعر در مورد پشت بام

در تجمل چه ممکن است آرام

پشت این بام دنبلی دارد

نقش هر کس مکرر است

اینجا آگهی چشم احولی دارد

شعر پایانی سریال پشت بام تهران

زین نشیمن نغمه شوقی بسامان کرده گیر

سایه دیوار دارد زیر و پشت بام بم

اهل دنیا را مطیع خویش کردن کار نیست

پر بآسانی توان دادن بچوب خام خم

متن شعر پشت بام تهران

گر هوائی در سرت پیچیده است از خود برا

خانه ما آنسوی افلاک دارد پشت بام

عافیت خواهی قناعت کن بوضع بیکسی

شمع این ویرانه فانوسی ندارد غیر شام

شعر درباره پشت بام

عکس تو چون به خانه آیینه می رود

در پشت بام آینه مهتاب می شود

شبنم گل از مشاهده آفتاب چید

دولت نصیب دیده بیخواب می شود

شعر تیتراژ پشت بام تهران

تیرگی بیرون نرفت از دل به علم ظاهری

خانه را روشن نمی سازد چراغ پشت بام

ز انتقام حق کند ایمن عدوی خویش را

می کشد هرکوته اندیشی که از خصم انتقام

دانلود شعر پشت بام تهران

چو آسمان زتو برتر خیال نتوان بست

چه منظری که هوا هم به پشت بام تو نیست

سواد را زتو روشن بنور فطرت تست

چراغ وهم کس آئینه دار شام تو نیست

شعر سریال پشت بام تهران

هر کس که در نماز به روی و ریا رود

بر پشت بام کعبه به کسب هوا رود

بر عشق رهروی که کند عقل اختیار

از خضر بگسلد ز پی نقش پا رود

شعر نو پشت بام

هرچند که از خواب شود فتنه زمین گیر

صد فتنه خوابیده ز بام تو گل کرد

رحمی به تهیدستی ما ساده دلان کن

کز شوره زمین تخم در ایام تو گل کرد

شعر رضا صادقی پشت بام تهران

بی تأمل از لب هرکس که حرفی سرزند

مست خواب آلوده ای از پشت بام افتد به خاک

هست بیرنگی همان در گوهر اوبرقرار

پرتو خورشید اگر رنگین ز جام افتد به خاک

شعر در مورد پشت بام

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد ذاکر امام حسین

اشعار علی شریعتی

شعر در مورد والیبال

شعر در مورد کشتی

شعر در مورد یکشنبه

جوانه ماش

جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 09:41

طرز تهیه و خواص جوانه ماش و لاغری و در دوران بارداری و کودکان

در این مطلب از سایت جسارت به طرز تهیه و خواص جوانه ماش و لاغری و در دوران بارداری و برای کودکان می پردازیم امیدواریم این مطلب مورد توجه شما سروروان گرامی قرار گیرد.

جوانه ماش پر خاصیت را چقدر می شناسید؟

جوانه ماش سرشار از مواد مغذی بوده و انرژی‌زای واقعی است.بهتر است بدانید جوانه‌ ماش ترد و خوشمزه بوده و طعم آن کمی شیرین است و هضم آن نسبت به ماش پخته شده راحت‌تر صورت می‌گیرد و دارای خواص بیشتری نسبت به ماش است و همین امر این جوانه را منحصربفرد کرده است.در این مطلب بهترین اطلاعات در مورد جوانه ماش را به شما هدیه می دهیم♦

جوانه ماش ، خواص جوانه ماش , جوانه ماش در بارداری , طرز تهیه جوانه ماش

در واقع چینی‌ها و هندی‌ها از این جوانه در بسیاری از موارد آشپزی و نیز موارد درمانی بیشتر استفاده می‌کنند.به عنوان مثال برای مصارف درمانی در سم‌زدایی بدن و خاصیت ادرارآور بودن آن استفاده می‌ نمایند.بهتر است بدانید که جوانه ماش سرشار از ویتامین c است که این مقدار در ماش پخته وجود ندارد. جوانه ماش انرژی‌زای واقعی بوده و سرشار از مواد مغذی می باشد.جوانه‌های ماش برعکس دیگر سبزی‌جات که هرچه بیشتر رسیده می‌شوند خواص تغذیه‌ای آن‌ها کاهش می‌یابد، خواص خود را تا زمانی که به مصرف برسند حفظ می‌نمایند.جوانه ی ماش سرشار از لسیتین است و سبب کاهش کلسترول خون نیز می شود در نتیجه به کاهش چربی کبد کمک می کند و از کبدچرب پیشگیری می کند.

جوانه ماش ، خواص جوانه ماش , جوانه ماش در بارداری , طرز تهیه جوانه ماش
واقعیت این است که جوانه‌ها، غنی‌ترین منبع آمینواسیدها (برای پروتئین)، ویتامین‌ها و مواد معدنی به شمار می روند و نیز دارای فیبر خوبی هم هستند. جوانه ها شامل انواع ویتامین‌های (a, b, c, d, e, k)، اسید فولیک و نیز منبع عالی از آهن، پتاسیم، کلسیم،‌ فسفر، منیزیم و روی هستند.قابل ذکر  است که خواص تغذیه‌ای جوانه‌ها نسبت به نوع جوانه متغیر است. جالب است بدانید جوانه ماش حاوی فیتوکمیکال‌های استروژن مانندی درون خود موسوم به ایزوفلاوون‌ها است که مصارف درمانی بسیاری دارند.

جوانه ماش ، خواص جوانه ماش , جوانه ماش در بارداری , طرز تهیه جوانه ماش

روش آماده‌سازی جوانه ماش را یاد بگیرید.در ابتدا ماش‌ها را خوب بشویید،سپس آن‌ها را درون آب خیس کرده و به مدت 12 ساعت در جای تاریک و خنک بگذارید.سپس آن‌ها را دوباره بشویید و به مدت 12 ساعت دیگر در جای تاریک و خنک قرار دهید.جوانه‌های ماش پس از 12 ساعت

شعر در مورد آفرینش

سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 02:52

شعر در مورد آفرینش

شعر در مورد آفرینش ,شعر در مورد آفرینش خدا,شعر در مورد آفرینش شگفت انگیز,شعر در مورد آفرینش جهان,شعر در مورد آفرینش انسان,شعر در مورد آفرینش زمین,شعری در مورد آفرینش,شعر در مورد آفریده های خدا,شعر در مورد زیبایی آفرینش,شعر در مورد زیبایی های آفرینش,شعر در باره افریده های خدا,شعر در مورد افرینش خداوند,شعر در مورد خلقت خداوند,شعر در مورد خلقت خدا,شعر در مورد آفریده های خداوند,شعر درباره آفرینش خداوند,شعر درباره جهان آفرینش,شعر در مورد خلقت انسان,شعر درباره خلقت انسان,شعر در باره آفرینش انسان,شعری در مورد خلقت انسان,شعر در مورد شگفتی های آفرینش,شعری در مورد زیبایی آفرینش,شعر درباره آفریده های خدا,شعر درباره ی آفریده های خدا,شعر درباره زیبایی آفرینش,شعر زیبا درمورد آفرینش

شعر در مورد آفرینش

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد آفرینش برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

به حسن نامت آدم شد قرین علم الاسما

وعالم سجده کرد از شوق بر مفهوم انسانی

جنون باریدبر هفت آسمان جادوی لبخندت

که تا امروز مدهوش است با سردر گریبانی

نفس گم کرده ام در سینه ،ای خورشید باور کن

عدم جاری است در جانم،جنون مست غزل خوانی

شعر در مورد آفرینش

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند

نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار

خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند

آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار

هر که امروز نبیند اثر قدرت او

غالب آنست که فرداش نبیند دیدار

تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش

حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

کی تواند که دهد میوهٔ الوان از چوب؟

یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار

شعر در مورد آفرینش خدا

اجزای خاک مرده به تأثیر آفتاب

بستان میوه و چمن و لاله زار کرد

ابر آب داد بیخ درختان تشنه را

شاخ برهنه پیرهنش نوبهار کرد

چندین هزار منظر زیبا بیافرید

تا کیست کو نظر ز سر اعتبار کرد

شعر در مورد آفرینش شگفت انگیز

تداعی میکند خورشید یک آیینه گردانی

که در آغاز خلقت شد زچشمت گرده افشانی

پریشان شد جهان ازانحنای ناز گیسویت

زمین در پیچ وتاب افتاد از مستی وحیرانی

چه شور افتاد بر اجزای هستی در تماشایت

چه نوری منتشر شد از تو در اجرام کیهانی

شعر در مورد آفرینش جهان

چشمه از سنگ برون آید و باران از میغ

انگبین از مگس نحل و در از دریا بار

نیک بسیار بگفتیم درین باب سخن

و اندکی بیش نگفتیم هنوز از بسیار

تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او

همه گویند و یکی گفته نیاید ز هزار

آن که باشد که نبندد کمر طاعت او

جای آنست که کافر بگشاید زنار

نعمتت بار خدایا ز عدد بیرونست

شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار

این همه پرده که بر کردهٔ ما می‌پوشی

گر به تقصیر بگیری نگذاری دیار

شعر در مورد آفرینش انسان

ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟

تاب قهر تو نیاریم خدایا زنهار

فعلهایی که ز ما دیدی و نپسندیدی

به خداوندی خود پرده بپوش ای ستار

سعدیا راست روان گوی سعادت بردند

راستی کن که به منزل نرود کجرفتار

حبذا عمر گرانمایه که در لغو برفت

یارب از هر چه خطا رفت هزار استغفار

درد پنهان به تو گویم که خداوند منی

یا نگویم که تو خود مطلعی بر اسرار

شعر در مورد آفرینش زمین

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار

که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خداوند دلست

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

شعری در مورد آفرینش

وقت آنست که داماد گل از حجلهٔ غیب

به در آید که درختان همه کردند نثار

آدمی‌زاده اگر در طرب آید نه عجب

سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنار

باش تا غنچهٔ سیراب دهن باز کند

بامدادان چو سر نافهٔ آهوی تتار

مژدگانی که گل از غنچه برون می‌آید

صد هزار اقچه بریزند درختان بهار

باد گیسوی درختان چمن شانه کند

بوی نسرین و قرنفل بدمد در اقطار

شعر در مورد آفریده های خدا

ای شادی جان آفرینش

وی گوهر کان آفرینش

ای محرم خلوتی که آنجا

محوست نشان آفرینش

ای بلبل بوستان تجرید

در شوره ستان آفرینش

در جلوه کشیده کشف نطقت

اسرار نهان آفرینش

شعر در مورد زیبایی آفرینش

چو مقصود آفرینش مصطفایست

یقین منصور او را رهنمایست

مرا مقصود اینجا بود احمد

ازو گشتیم منصور و مؤید

حقیقت یا رسول الله بردار

ز اسرار توام اینجا خبردار

خبرداری ز نور آفرینش

توئی در آفرینش نور بینش

شعر در مورد زیبایی آفرینش

ای مهر تو جان آفرینش

تعت تو زبان آفرینش

لطف تو چمن طراز امکان

خشم تو خزان آفرینش

جودت همه بخش عالم

کون علمت همه دان آفرینش

با لقمه همت تو بس تنگ

میدان دهان آفرینش

همتای تو بهترین خطابش

بی نام و نشان آفرینش

شعر در مورد زیبایی های آفرینش

تو ای سرور آفرینش نبینی

که هر دم قضا مادر آفرینش

به زجر تمام از طبیعت بپرسد

که هم به نشد سرور آفرینش

شعر در باره افریده های خدا

من کیم باری که گوئی ز آفرینش برترم

کافرم گر هست تاج آفرینش بر سرم

جسم بی اصلم طلسمم خوان نه حی

ناطقم اسم بی ذاتم ز بادم دان نه نقش آزرم

شعر در مورد افرینش خداوند

آنکه ذات آفرینش با وجودش زیور است

بر وجودش آفرین کز آفرینش برتر است

رای عالمگیر او را صبح صادق سنجق است

بزم ملک آرای او را بحر زاخر ساغر است

شعر در مورد خلقت خداوند

پای تا سر آفرینش را همی ماند ملک

وین قبا بودست ملک آفرینش را حصار

آنکه گفتی بر تن هستی نمی گنجد لباس

کاش دیدی این قبا بر جسم شاه کامگار

شعر در مورد آفرینش

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد آرامش

شعر در مورد آفتاب

شعر در مورد آینه

شعر در مورد دروغ

شعر در مورد یتیم نوازی

( تعداد کل: 553 )
<<    1       2       3       4       5       ...       111    >>